تبلیغات
درد دلی با معبود - بیایید بنویسیم ...

بیایید بنویسیم ...

چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 11:33 ق.ظنویسنده : بنده خدا

 
بیایید بنویسیم
از آنچه از دست دادیم
و آنچه به دست آوردیم
از وقتی او را از دست دادم قدر آنچه دارم بیشتر دانستم
و بیش از هرزمانی فهمیدم اگر آغوش گرم مادرم نبود ....
و حمایت پدر ....

بیایید بنویسیم از آغوش گرم مادر
او که از آغوش گرمش جز آرام کردن ما منظور دیگری نداشت 
بیایید قدر مادر را بدانیم 

بیایید بفهمیم پدر اگرچه ساکت بود و به ظاهر آرام 
در درون دریای متلاطمی بود 
اگر نشان نداد نگرانیهایش را
نه اینکه نگران نبود 


میبینی تو را از که دست دادم 
مادر مرا در آغوش گرفت 
پدر حافظ آرامشم شد 

برای شکر حضورشان بود که ایستادم 
اگرچه نبود تو تمام درونم را فروریخت

آخرین ویرایش: - -

 
شنبه 14 مرداد 1396 09:29 ق.ظ
Spot on with this write-up, I absolutely believe this
site needs a great deal more attention. I'll probably be returning to read more, thanks for the info!
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 11:34 ق.ظ
سلام
با کمال افتخار دوست دارم با هم تبادل لینک داشته باشیم.کافیه به آدرس سایتم یه سری بزنی
ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر