تبلیغات
درد دلی با معبود - من ، تو ، یک شب بارانی

من ، تو ، یک شب بارانی

پنجشنبه 19 مرداد 1391 05:00 ب.ظنویسنده : بنده خدا

 
دلم یک شب بارانی میخواهد که دست خدا را بگیرم برویم زیر باران هردو خیس شویم من از باران و او از اشکهای من. و بعد .... برگرداندم به خانه و آرام در گوشم بگوید قصه نخور تمام میشود دنیا ..... میبرمت زین جا .....{-60-}
آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر