تبلیغات
درد دلی با معبود - رنگ خدا

رنگ خدا

چهارشنبه 13 مرداد 1389 05:46 ب.ظنویسنده : بنده خدا

 

سلام خداجونم

ببخشید یه سوال داشتم

خدا تو چه رنگی هستی؟

آخه خیلیا میگن تو بی رنگی خیلیا میگن تمام رنگهای دنیا رو میشه تو عشق تو پیدا کرد خیلیام میگن اینا هردو در آخر یکین ولی نمیدونم چطور!

خدا بالاخره تو چه رنگی هستی؟

خدا گفت: عزیزکم تو دوست داری من چه رنگی باشم؟

گفتم : من؟ چی بگم؟! نمیدونم

خدا گفت: به درونت برگرد و ببین دوست داری منو چطور ببینی؟

گفتم : قرمز آخه پرجنب و جوشه نه نه سفید آخه آرامش بخشه ، نه ببخشید سبز آخه سبز ینی نشاط ینی خرمی خوب نه زرد آخه یه جور خاصیه وای خدا نمیدونم همه ی رنگا قشنگن شایدم اصلا بی رنگ آخه تو بی رنگی صداقت هست

خدا فقط سکوت کرده بود و لبخند میزد بعد گفت: دوست داری همه ی اینا رو تو من ببینی؟

گفتم : خوب معلومه ، آخه تو تنها کسی هستی که همیشه با منی تو تنها کسی هستی که هیچ وقت تنهام نمیزاری نه ببخشید اینا که همش ینی خودخواهی راستش .... راستش دوست دارم همه ی اینا رو داشته باشی چون دوستت دارم ، دوستت دارم خداجون

وقتی به دور و برم و به نجوای درونم گوش کردم به یاد آوردم بسم الرب النور اره خودش بود خدای نور

گفتم خدا: دوست دارم به رنگ نور باشی نور نامرئی همون نوری که هم بی رنگه و هم همه ی رنگا توش هستن بعد گفتم هرچند که تو خدای نوری پس از اون زیباتری پس عظیم تری پس .... گفتم نه خدا نه دوست دارم خودت باشی همیشه تو درون من همون رنگی که هستی آره همون رنگی که من توی همه چیز پیداش میکنم

خدا تو زیبایی به هر رنگی که باشی تو بی همتایی

خدا جونم تو خوش رنگی خییییییییییییلی خوش رنگ خوش رنگ تر از تموم رنگهای تو دنیا

 

زهرا

5/5/1389

همدان


آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 مرداد 1389 02:05 ق.ظ

 
پنجشنبه 12 خرداد 1390 04:30 ب.ظ
سلام زهرا جونم
مطالبت اونقد قشنگه
که اشک تو چشام نشسته
با اجازت چند تاشونو ور میدارم
اا به اسم خودت می زنم
بنده خدا
سلام دریا جان
ممنون عزیزم
دل پاک خودته که تشنه ی یاد خداست عزیزم
اختیار داری راحت باش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر